از اول صبح عاشورا، دختراني سياه پوش و نقابدار با پاي بدون كفش بصورت گروهي، مجالس عزا و حسينيه هاي شهر را ميگردند، و با نيت و خواستهاي مختلف بويژه بخت گشائي در هر جلسه و مراسم عزاداري يك شمع روشن ميكنند تا چهل منبر را سر بزنند و چهل شمع روشن كنند.
از عصر عاشورا به مدت سه شب با انجام مراسم شام غريبان عزاداري مي كنند. هر نفر از عزاداران يك دستار سياه مخصوص بنام كترا به سر و گردن و شانه هاي خود مي پيچاند و در عزا شركت ميكند.
پيمايش دسته گهواره اي سياه پوش را بر دوش ميكشند نفر بعدي يك تك روي سر دارد كه مقداري نان و حلوا و شمع روشن را درون آن حمل ميكند، كسي ديگر نيز گاهگاهي مشتي كاه روي سر عزاداران ميپاشد و با ورود آنان به مجالس عزا چراغها را خاموش ميكنند.
در طول راه و در مساجد و عزاخانه با كمك نوحه خوان خود اين اشعار را همراه با نواي غم انگيز فلوت ميخوانند:
حسين گمشدم اي رودم اي رود نهال خم شدم اي رودم اي رود
روم گويم به زينب كنج زندان كه اي زندانيان منزل مبارك
شام غريبان حسين امشب است امشب است
غلغله در ارض و سماء امشب است امشب است
يتيمي درد بي درمان يتيمي يتيمي خواري دوران يتيمي
اگردست حسين مي بود به دستم چرا كنج خرابه مي نشستم
بدين ترتيب مراسم و آداب عزاداري ماه محرم بپايان ميرسد.