|
موسيقي لرستان حشمت الله رشیدی
چه کسی بود؟ از کجا آغاز کرد؟ به کجا رسید؟ و چه کرد؟

این روزها ، نامی از او نیست. جایی اندک ،در بزرگداشت ها ،یادبودهاومطبوعات محلی به او اختصاص دارد. کورسویی ، بدون پاسخ به نقش بزرگش در حوزه ی هنر موسیقی قوم لُر. در آن سال های اوج گیری موسیقی لرستان تاتی تاتی کنان داشت مسیرش را پیدا می کرد و او هم بود ،همگام با حسین سالم ، رامین دربندی ، بهمن اسکینی ، علی شمسی و رضا سقایی آخر شَر!! و در سایه سار همتِ درخور سپاس و تمجید حمید ایزدپناه و به یاری محمود مدیری و علی محمد صالحی و آن همه شعله ی شور و شیدایی روشن شده در دل (لُرهایی) که سال ها هم خویش را از یاد برده بودند و هم هنر والای موسیقایی خود را.
تا آنجا که این هنر آسمانی را در حدِ کار مزغان چی های دوره گرد و حاشیه نشینان مطرود شهرها و روستاها می نگریستند. چرا سرپوشیده سخن بگویم؟ اشاره ام به کار (لوطی) هاست در دید پیشینیانمان. برهنه تر، تا آن جا که موجودیت فرهنگ و هنر در اداره ی دارتومک خلاصه می شد. آنهم خالی از هر نوع حُرمت که سهل است ،با تمسخری تلخ و گزنده یا (لابردنگ) در زبان خود ما لُرها.
اشاره ام به روزگاری است که لمس کردن (ضرب) نجس بود و بردن نام کمانچه ذنبی لایغفر، خیلی از خانواده ها، از خریدن رادیو که داشت پایش به شهرمن باز می شد، ابا داشتند. چون ساز و ضرب داشت، بدون توجه به دیگر خواص و دست آوردهای آن. تا رسیدیم به دهه چهل و آن نوزایی خوش یُمن و مبارک.
****
راستی او چه کسی بود؟ حشمت الله رشیدی را می گویم، هنرمندی برخاسته از بطن مردم زمانه ی خویش و عاشق شهر و دیار خود وارسته ای بی اعتنا به مال دنیا و قلندری راستین که سرانجام دردیار غربت، در تهران خفته در دود و دَم و خشونت بی رحم سیمان و آهن و ترافیک، زندگی را بدرود گفت و در گورستان خضر آرمید.
او نیز مانند همه صاحب هنران شهرمان به پی داشتی، حتی کم رنگ، در یادها ، به دیار خاموشان رفت، که رفت.
مرحوم حشمت الله رشیدی در نوزدهم فروردین ماه 1320 در خرم آباد، در خانه ای واقع در راستای بروجردی ها به دنیا آمد. او نخستین فرزند پسر از خانواده ایی پربار،2برادر و 7 خواهر بود. تاریخ بیستم اسفند ماه 1373 مُهرِ (به پایان رسید) برشناسنامه اش زد. یعنی روی هم رفته 53 سال و اندی زندگی.
****
اولین بار او را در سال 1335 خورشیدی در دبستان سعادت در محله ی باجگیران خرم آباد، دیدم و با هم آشنا شدیم. نوجوانی هم سن و سال خودم و بسیار پُر شر و شور. از کوهدشت آمده بود.
پدرش شادروان خدارحم رشیدی نماینده فرهنگ(آموزش و پرورش) بخش کوهدشت در آن روزگاران تحصیلات دبستانی را به خاطر شغل پدرش در نقاط مختلف لرستان گذرانید و سال 6 را در دبستان سلامت به مدیریت مرحوم روح الله سراجی دوست و یارغار نزدیک پدرش مرحوم خدارحم رشیدی به پایان برد. آموزش های دبیرستانی را تا آخر دوره اول، در دبیرستان امیرکبیر گذراند. و به خدمت نظام رفت پس از فراغت از خدمت سربازی به صورت پیمانی به شغل معلمی پرداخت. و در همین اوان سال 1348 با خانم فاطمه کردی ازدواج کرد. از او دو فرزند، یک دختر و یک پسر،سوزان و علی رضا ، به جا مانده است. تحصیلات دبیرستانی را تا اخذ دیپلم به صورت آزاد به اتمام رسانید. حرفه آموزگاری را تا حد عشق ورزی صادقانه دوست داشت. هنوز شاگردان دست پرورده او و همسرش در سراب شیخ عالی شهرستان الشتر، همراه با یادآوری خاطراتی شیرین، جویای نام و نشان او و خانم فاطمه ی کردی هستند. سال های آخرین خدمت آموزشی خود را تا سِن بازنشستگی در خرم آباد گذرانید.
****
نخستین ترانه ، ترانه ی بازپرداخت شده ی لُری دایه دایه، با پیش درآمد مقام شیرین و خسرو بوده، که با این دو بیت آغاز می شد :
نکیسا چون زد این افسانه برچنگ سه تای باربد برداشت آهنگ
مگر شیرین زلعل افشاند نوشی که از هر گوشه ای خیزد خروشی
این ترانه، همراه با ترانه (چَش وره=چشم به را) در روز جمعه و پنجم شهریور ماه 1342 از شبکه ی سراسری رادیو ایران پخش گردید. و همین دو ترانه، همزادی هنر خوانندگی را با حشمت الله رشیدی در جامعه ی آن روز خرم آباد و تا حدودی ایران، نمایان ساخت.
روی هم رفته، از مرحوم حشمت الله رشیدی 11 ترانه ضبط و پخش گردیده است که نام و مشخصات آن ها از این قرار است:
علاوه براین ترانه ها، مرحوم رشیدی، در محافل و مجالس دوستانه و خصوصی، ترانه هایی اجرا کرده است که به علت عدم دسترسی و مخصوصا عدم ضبط مشخصات آن ها در این نوشتار نیامده است.
آن مرحوم در سال های پایان دهه ی پنجاه، به نوعی عرفان خالص دینی گرایش پیدا کرده بود، که نشات گرفته از روحیه ی قلندرانه اش بود. از این نظر اغلب ترانه هایی که در بالا به آن اشاره رفت رنگ و بوی همین گرایش را دارد. روانش شاد و غرق در الطاف و مراحم خداوند غفور باد. 1.دایه دایه : شعر محلی خرم آبادی، تنظیم آهنگ محمود مدیری کمانچه مرحوم حسین سالم، ضبط روی صفحه ی 45 دور، فروشگاه ستاره آبی اهواز. 2.چَش وِره : چشم براه،شعر حمید ایزدپناه،آهنگ محمود مدیری، ضبط روی صفحه 45 دور، فروشگاه ستاره آبی اهواز. 4.وفا نکردی : شعر ایرج کاظمی، آهنگ محمود مدیری ضبط روی صفحه 45 دور، بنگاه موزیکال تهران. 5.بمیرم : اشعار محلی خرم آبادی، تنظیم آهنگ محمود مدیری به همراه کمانچه مرحوم حسین سالم،صفحه 45 دور، فروشگاه نساجی خرم آباد. 6.بیا بختم، بیا یارم : شعر حمید ایزدپناه، آهنگ محمود مدیری ضبط روی صفحه45 دوره، فروشگاه نساجی خرم آباد. 7.شوق وصال : شعر حمید ایزدپناه، آهنگ محمود مدیری، صفحه 45 دور، فروشگاه نساجی خرم آباد. 8.علی لوسِی (الیسونه) : شعر و آهنگ محلی خرم آبادی. 9.نازارم : شعر حمید ایزدپناه، آهنگ محمود مدیری، صفحه 45 دور، فروشگاه نساجی خرم آباد. 10.بیا بنشین : شعر حمید ایزدپناه، آهنگ محمود مدیری ، صفحه 45 دور، فروشگاه نساجی خرم آباد. 11.سوزه سوزه : شعر محلی لری و لکی، تنظیم آهنگ محمود مدیری، بهمراه کمانچه حسین سالم. 3.میری یا میرونه : اشعار محلی خرم آبادی، تنظیم محمود مدیری، همراه با کمانچه مرحوم حسین سالم ضبط بر روی صفحه 45 دور،فروشگاه نساجی خرم آباد.
__________________
__________________
به سر دروازه ي هستي نوشتيم ….. غم بي هم زباني کشت ما را
Mohsen Yarahmadi
ویرایش توسط AFLAKIAN : 26th August 2009 در ساعت 15:33
|